شعر باران

وقتی آمدی
باران می بارید
و من زیر باران تو را دوست داشتم
و تو زیر باران دور میشدی
وقتی آمدی
باران می باریدو من زیر باران خیس شدم
باران دلهره های مرا نشست
باران دوست داشتنهای مرا در تو شست
باران پوست مرا نو کرد
باران قلب مرا نشان داد
باران زمزمه های جدایی را به گوشم نوازش کرد

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشعار دیگر از همین شاعر

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر برف

و من خدا را در برف ها دیدم

در دانه های سفید

در بارش

و من خدا را در سرما دیدم

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر باران

در باران 

به چشم های تو می نگرم

همانند آهویی گریزپا می دود

و من

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر صبح

صبح یعنی

بیدار شوی

بغچه دلت را برداری

و پای پیاده

پاییز را قدم بزنی