شعر بی عشق

بی عشق سراپرده جان سرد است
بی عشق افسار دو گیتی پرت است
بی عشق بهار ما پاییز است
بی عشق سرای ما خالی است
بی عشق ره صفا درگذری
بی عشق به جان خود نی بزنی
بی عشق غلام ما سوته دلی ست
بی عشق خدای ما خاکستری ست

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشعار دیگر از همین شاعر

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر برف

و من خدا را در برف ها دیدم

در دانه های سفید

در بارش

و من خدا را در سرما دیدم

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر باران

در باران 

به چشم های تو می نگرم

همانند آهویی گریزپا می دود

و من

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر صبح

صبح یعنی

بیدار شوی

بغچه دلت را برداری

و پای پیاده

پاییز را قدم بزنی