شعر آخرین بار

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

آخرین بار که او را دیدم
چشمانش برق میزد
نمیدانم ازچه
ازشوق دیدار
یا…..
هرچه بود برقی بود
اما مثل سابق نبود
کورسویی…
فانوسی…
با نگاهی به گذشته
کمی سنگین
شاید پشیمان
در انتهای چشمانش
کورسویی بود
از آب نمک
و من
چه بی محابا
دوستش داشتم
و او
چه بی محابا
پس میزد
تلآلو زندگیش را

صدای مربوط به این شعر را بشنوید
00:00
00:00
ویدیوی مربوط به این شعر را ببینید

جدیدترین اشعار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.