شعر برق چشمانش

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

وقتی دیدمش
پرواز میکرد
به سوی
بی نهایت
با نهایت
مهربانی
دور… میشد
صدایش کردم
اما
بالهایش
قوی تر از
صدای
من بود
او
آنقدر دور بود
که …
ندید
اشک
چشمانم را…

امروز دیدمش
برق چشمانش
آفتاب
خشکانده بود

صدای مربوط به این شعر را بشنوید
00:00
00:00
ویدیوی مربوط به این شعر را ببینید

جدیدترین اشعار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.