شعر ناز

و تو را این چنین دیدم…
شاعری در تجسم طبیعت…
شاعری در رنگ و لعاب زندگی…
دیدمت غزل گویی با برگ درختان…
و تو
با روحی از درختان سبز بزرگ شدی…
روح تو
در غبار زندگی گم نشد…
روح تو
بلند است مثل درخت سرو…
وقتی به چشمانت خیره می شوم…
نگاه گل سرخ در رگهایم جوانه می زند…
و تو…
با باران همنشین شدی…
و من
در عطر گل سرخ غرق شدم..
ای کاش من،
با عطر تو
قدم می زدم
در چشمه های باغ محبت

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشعار دیگر از همین شاعر

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر برف

و من خدا را در برف ها دیدم

در دانه های سفید

در بارش

و من خدا را در سرما دیدم

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر باران

در باران 

به چشم های تو می نگرم

همانند آهویی گریزپا می دود

و من

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر صبح

صبح یعنی

بیدار شوی

بغچه دلت را برداری

و پای پیاده

پاییز را قدم بزنی