شعر باتلاق زندگی

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

سلام روزگار
حال و احوالت چطوره
ببینم تو خودت با خودت چطوری
ما که موندیم تو احوال خودمون
اما امیدوارم تو حداقل با خودت خوب باشی
یا بهتر از ما باشی با خودت
ای روزگار
حواست هست؟
ما داریم پیر میشیم
اما تو هرگز پیر نمیشی
ای روزگار
حواست هست جوانیمون به یک باد بهاری رفت
ای روزگار
ما موندیم و حسرت یک دل خوش
شب رو به صبح
روز رو به شب رسوندیم
اما باز در خلوت خود
در باتلاق زندگی دست و پا می زنیم

این شعر را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشعار دیگر از همین شاعر

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر برف

و من خدا را در برف ها دیدم

در دانه های سفید

در بارش

و من خدا را در سرما دیدم

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر باران

در باران 

به چشم های تو می نگرم

همانند آهویی گریزپا می دود

و من

عکس نوشته,شعر,پرواز سکوت

شعر صبح

صبح یعنی

بیدار شوی

بغچه دلت را برداری

و پای پیاده

پاییز را قدم بزنی