




تولد آیلین
تولد یک عشق یک معجره تولدی از جنس نور تولدی از امید و آرزو تولدی برای زندگی برای عشق و

بهانه ای برای دیدنت
قهوه چیزی نبود جز بهانه ای برای دیدن تو بوییدن عطر تنت در لابلای برگ درختان


سنگ فرش خیابان
و من بر سنگ فرش خیابان تو را قدم می زنم و برایت شعر می خوانم و برگ های پاییزی

جنگل گیسوم
درختانی سبز به بلندای آسمان سبز و پر از نور چشمه ساری در کنار جاده ذلال مثل پنجه آفتاب بوی