
سنگ فرش خیابان
و من بر سنگ فرش خیابان تو را قدم می زنم و برایت شعر می خوانم و برگ های پاییزی

و من بر سنگ فرش خیابان تو را قدم می زنم و برایت شعر می خوانم و برگ های پاییزی

درختانی سبز به بلندای آسمان سبز و پر از نور چشمه ساری در کنار جاده ذلال مثل پنجه آفتاب بوی



و ستاره ها بر روی ماه تو چشمک می زنند و برایت از دور دستهای ناپیدا قصه فصل ها را






