Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

شعرهای کوتاه

ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

دل

در سرو شیدای تو مانده ام ای عجب این روزگاران مانده ام من سرم گرم هوای روزگاران است و بس

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

ساقی

ساقی پیمانه را در مجلسی گرد آوریم عندلیبان را به یمن ساقیان گرد آوریم شاه و شهنه در رکاب ساقیان

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

عاشق بودن

عاشقی را سزاوار ننگ نیست هر بتی را سزاوار سنگ نیست از برای هر بتی عاشقی را ساختن آن بتان

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

عاشقی

در نمازم سر به مُهرت می گذارم در وصالت سر به کویت می گذارم چون شوم یک دم در این

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

یاد ایام

یاد ایام جوانی را بخیر یادِ آن عشق جوانی را بخیر جملگی در محفل عشقیمُ بس یاد آن عشق جوانی

ادامه...
پیمایش به بالا