Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

شعرهای کوتاه

ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

سرگردان

و تو در آنسوی مرزهای عاشقی نفسهایت بوی بهار می دهد و من در دیار نامهربانی و در جستجوی تو

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

تک درخت

تک درختی در آن سوی بیابان نفس می کشد و یاری در کنارش که هرگز به او نمی رسد قصه

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

تولد

تولدها می آید و می رود تبریک ها گفته و ناگفته می ماند و مهم حضور در قلبی ست که

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

شب یلدا

شب یلدا فرصتی است برای یاد دوستان آنانکه در قلب و یاد ما حضور دارند شب یلدا بهانه ای است

ادامه...
پیمایش به بالا