Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

حس تو

حس باتو حس زندگیست حس جاری شدن خون در رگ هاست حس شمارش نفس هاست حس تو در واژه نیست

ادامه...

تنهایی

وقتی همه خوابند دل دیوانه من بیدار است بی گمان دنبال بهاریست که بیدار کند سردی تنهای روحش را

ادامه...

سلام

وقتی نامه ام را می خوانی به اولین گل سلام کن من سلامم را به گل داده ام تا پیام

ادامه...

دام

و… سحرگاهان که با یاد تو به طلوع خورشید می نگرم رنگ سرخ ش مرا به یاد گونه های سرخ

ادامه...

دختر گیل

چه بهارانی شود امسال که تو میایی و تو با حضورت قلب ایل را گرم و روشن می کنی تو

ادامه...

مادرانه

جای خالیت سبز است هنوز بوی از خدا رنگی از خدا دارد هنوز تو جلوه‌ای از خدا هستی هنوز

ادامه...

صدایت

صدایت را باد برایم آورد صدایت با نغمه بلبل مست به گوشم رسید بیصدا سلامت میکنم بی محابا در آغوش

ادامه...

کتاب زندگی

کتاب زندگی عشق را ورق می زنم برگ هایش کهنه، زرد و قدیمی لابه لای برگ هایش برگهای خشکیده گل

ادامه...

دوستت دارم

در سکوتم دوستت دارم آرام و بیصدا چشمانت را دوست دارم نگاهت…بوی قهوه تلخ دارد تلخ اما چه جانانه نوشیدنیست…

ادامه...

حسرت

حسرت دیدار تو مانده در قلبم حسرتی از جنس آتش آتشی از گریه و غم و من در کنج خانه

ادامه...
پیمایش به بالا