Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

شعرهای بلند

ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

حس تو

حس باتو حس زندگیست حس جاری شدن خون در رگ هاست حس شمارش نفس هاست حس تو در واژه نیست

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

تنهایی

وقتی همه خوابند دل دیوانه من بیدار است بی گمان دنبال بهاریست که بیدار کند سردی تنهای روحش را

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

سلام

وقتی نامه ام را می خوانی به اولین گل سلام کن من سلامم را به گل داده ام تا پیام

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

دام

و… سحرگاهان که با یاد تو به طلوع خورشید می نگرم رنگ سرخ ش مرا به یاد گونه های سرخ

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

دختر گیل

چه بهارانی شود امسال که تو میایی و تو با حضورت قلب ایل را گرم و روشن می کنی تو

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

مادرانه

جای خالیت سبز است هنوز بوی از خدا رنگی از خدا دارد هنوز تو جلوه‌ای از خدا هستی هنوز

ادامه...
پیمایش به بالا