Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

شعرهای بلند

آرزوهایم

آروزهایم را به روز و شب های جوانی ام داده ام آرزوهایم را به آسمان و به دریا بخشیدم درهنگامه

ادامه...

شبانه ها

و من شبانه هایم را با نفس های تو تقسیم، نه می بخشم مرا در شبانه های خودم غرق کن

ادامه...

برگ پاییزی

و من در کوچه پس کوچه های پاییز در جستجوی تو تمام برگها را قدم می زنم شاید برگی نشانی

ادامه...

نفس هایم

و من در جوار عشق و در ساحل تنهایی خودم رنگ ها را دیدم که باورشان کردم نفس های به

ادامه...

چشمان نور

و مهربانی را با چشمان تو تقسیم می کنم شاید نوری باشد در دستانم دستانی برای با تو بودن تا

ادامه...

ستاره

و زندگی برای با تو بودن در دستان ستاره هاست آنان که شب ها چشمک می زنند و روزها پنهان

ادامه...

باتلاق زندگی

سلام روزگار حال و احوالت چطوره ببینم تو خودت با خودت چطوری ما که موندیم تو احوال خودمون اما امیدوارم

ادامه...
پیمایش به بالا