Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

اشعار

سکوت

در سکوت خود و‌در کنار پنجره تنهایی نشسته ام به تو و به دور دستهای دست نیافتنی نگاه میکنم تو

ادامه...

امروز

هوای دلم هوایی سرد و خسته از دیروز از امروز و از فردایی که نخواهد آمد و من هنوز و

ادامه...

محراب

و در هیاهوی سکوت و در محراب عشق در جستجوی تو هستم تویی که در مُهر نمازم و در سجاده

ادامه...

آرزو

و من بعد از تو آرزوی نکردم برای خودم برای باران برای گلها تو تمام آرزوی من بودی آرزویی بر

ادامه...

سکوت

سکوت زندان فریاد تست و من در سکوتم تو را فریاد میزنم فریادی برای بودنت و فریادی برای رفتنت رفتن

ادامه...

سکوت خدا

و خدایی که در نزدیکی ما سکوت کرده است سکوتی معنا دار از چرایی و کجایی؛ انسان انسانی در سکوت

ادامه...

پل خاطرات

و من به آنسوی دریاچه زیر پل خاطرها با هزاران کبوتر عاشق با یک قایق چوبی به آنسوی خیال تو

ادامه...

خیابان

و ما چه بی مهابا قدم می‌زنیم در کویر خیابان در خیابان های شلوغ از جمعیت در هیاهوی زمان و

ادامه...

اشک

کاش چشمانت مال من بود کاش زلفت بار من بود کاش عشقت مال من بود کاش اشکم مال من بود

ادامه...
پیمایش به بالا