آرزو و من بعد از تو آرزوی نکردم برای خودم برای باران برای گلها تو تمام آرزوی من بودی آرزویی بر ادامه...
سکوت سکوت زندان فریاد تست و من در سکوتم تو را فریاد میزنم فریادی برای بودنت و فریادی برای رفتنت رفتن ادامه...
سکوت خدا و خدایی که در نزدیکی ما سکوت کرده است سکوتی معنا دار از چرایی و کجایی؛ انسان انسانی در سکوت ادامه...
پل خاطرات و من به آنسوی دریاچه زیر پل خاطرها با هزاران کبوتر عاشق با یک قایق چوبی به آنسوی خیال تو ادامه...
خیابان و ما چه بی مهابا قدم میزنیم در کویر خیابان در خیابان های شلوغ از جمعیت در هیاهوی زمان و ادامه...
اقاقیا ایکاش میشد دوست داشتن را معنی کرد در تو در ماه در آسمان ایکاش میشد باغبان دلت بود هر روز ادامه...