Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

اشعار

ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

کاش

کاش شعری می آمد برای آمدنت در آرامش شب در سکوت و در هنگامه چیدن ستاره ها کاش تو اول

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

جام شکسته

و دلم چگونه بی تاب می شود بدون حضورت در عصر پنجشنبه بدون تو در میان دیوارها و سکوت سقف

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

فریاد

و رگهایم هنوز تو را در اعماق وجودم فریاد می زند بی محابا و بی اغراق

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

تابستان

و در این تابستان گرم من چشم های تو را می خواهم و برای در آغوش کشیدن تو به ستاره

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

زیبایی

و من زیبایی را در بهار در پاییز و در برگ درختان سبز دیدم من زیبایی را در ستاره ها

ادامه...
پیمایش به بالا