Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

اشعار

دوست

چون می گذری به کوی من ای دوست سروُ چمنم به پای توست،  ای دوست در رهگذر عمر،  ندیدم یاری،

ادامه...

یک فنجان

باتو به یادت یک فنجان چای می نوشم شاید آبی بر آتش باشد شاید آتشی بر خاکسترم

ادامه...

جان من

دل در گرو چشمت جان در گرو مهرت جانی تو به جانم ده ای جان من از جانت

ادامه...

در خیالت

در خیالت قدم می زنم با کوچه هایت خاطره می سازم و در کافه ای به یادت چای می نوشم

ادامه...

درختان

تنهایی تنهایی خودم را با هیچکس تقسیم نمی کنم تنهایی من سهم درختان است بس

ادامه...
پیمایش به بالا