
پای تو ماندن
و من دوست دارم تو را دوست داشته باشد آنکس که پای تو بماند تا رویش تان باهم باشد به

و من دوست دارم تو را دوست داشته باشد آنکس که پای تو بماند تا رویش تان باهم باشد به





لبخند تو کافیست برای باریدن باران تابش خورشید روییدن زمین شکوفه دادن باغ گیلاس برای همنوایی با تو



کتاب زندگی عشق را ورق می زنم برگ هایش کهنه، زرد و قدیمی لابه لای برگ هایش برگهای خشکیده گل

در سکوتم دوستت دارم آرام و بیصدا چشمانت را دوست دارم نگاهت…بوی قهوه تلخ دارد تلخ اما چه جانانه نوشیدنیست…


و دوباره عصر پاییز عصر جمعه خاطراتی که زنده می کند هوای پاییز را عصر و صدای سکوت شب که