Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

اشعار

ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

زیر باران

صدای باران صدای آب می آید زیر باران خواهم رفت چتر من باران است چتر من عطر باران  است چه

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

نجوای شب

و عاشقانه هایم را با شب تقسیم می کنم با سکوت شب با زمزمه های باد عاشقانه هایی که باید

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

قنوت

یادت در قنوتم فراموش نمی‌شود چه کرده ای، در غیاب حضورم در کنارت

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

یاد قلب تنها

قلبت به مهربانی خدا نزدیکتر است زمانی که یاد میکنی در گوشه ای از این آشفته بازار قلبی تنهاست

ادامه...
ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

دوست

چون می گذری به کوی من ای دوست سروُ چمنم به پای توست،  ای دوست در رهگذر عمر،  ندیدم یاری،

ادامه...
پیمایش به بالا