Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

اشعار

ماه قصه نانوشته تاریخیم ما سنگ صبور تاریخیم ما نه نسل زد و نه نسل آلفایم ما نسل خود تاریخیم ما گم شده‌ایم در تاریخ و زمان ما نیست شدیم در تاریخ و زمان ما پنجره رو به آفتابیم هنوز

فصل کودکی

خواب بودم خواب شیرین کودکی بیدار شدم با صدای باران فصل های زندگیم رفته بودند… در خواب کودکیم چه شیرین

ادامه...
پیمایش به بالا