Parvazsokoot

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

اشعار

تو

و زندگی جرعه جرعه ما را می رنجاند در پس دوست داشتن های ما و چه زهرآگین است این زندگی

ادامه...

تولد تو

و دوباره فصل پاییز و تولدی دیگر از جنس بهار تولدی بر روی برگ های پاییزی زیبا و رنگارنگ مثل

ادامه...

نامه

عشق را هرگز نمی بایست نادیده گرفت با تمام روح و جان بایست آن دیده گرفت من تو را عمری

ادامه...

عشق و محبت

در سکوت بی انتهای شب من در سکوت خود فریاد می زنم فریاد سقوط محبت و عشق که دیر زمانیست

ادامه...

برف

و من خدا را در برف ها دیدم در دانه های سفید در بارش و من خدا را در سرما

ادامه...

دل

در سرو شیدای تو مانده ام ای عجب این روزگاران مانده ام من سرم گرم هوای روزگاران است و بس

ادامه...

ساقی

ساقی پیمانه را در مجلسی گرد آوریم عندلیبان را به یمن ساقیان گرد آوریم شاه و شهنه در رکاب ساقیان

ادامه...
پیمایش به بالا